خروسه به مرغه ميگه:نوک ميدي؟ مرغه با عشوه ميگه نه.خروسه ميگه به جهنم با خودکار مينويسم
دختر به پسر : ببین با من ازدواج کن من همه چیز دارم خونه ماشین و ... تازه بچه هم دارم
سوسکه مست مي کنه و مي ره جلوي دم پايي و مي گه: بزن، ده بزن ديگه لعنتي !!!
يه كور و يه كر و يه كچل و يه فلج ايستادن يهو كوره مي گه چند نفرو مي بينم كره مي گه صداشونو مي شنوم فلجه مي گه بيا فرار كنيم كچله مي گه همين جا مي ايستم اگه يه مو از سرم كم شد من مي دونم و اونا
به ترکه می گم اسکول ترین خواننده مرد کیه؟ می گه حبیب چون تار می زنه می گه " صدای دهل می آد
عروسه مي ره گل بچينه، شهرداري میاد مي گيرتش
يه روز يه مرده مي ره نونوايي ديد صف مردونه شلوغه رفت توصف زنونه ايستاد و گفت : " آقا مادرم گفت يه نون بدين"
يك ژايني بعد از 15 سال به يك مورچه ياد ميده كه با چوب غذا بخوره بعد اون رو مياره تو ميدان تا به مردم نشان بده مردم هم دور تادور ميايستن تا نگاه كنند يك تركه داشته از اونجا رد ميشده ميبينه همه عقب وايستادن و يك مورچه هم اون وسط هست ميره باپا مورچه رو له ميكنه ميگه اخه مورچه هم ترس داره
یه بار یه بازرس از آموزش و پرورش به یک مدرسه ای آمد. از مدیر پرسید وضع دانش آموزان چطور است؟ مدیر گفت : وضعشان عالی است. بازرس به سراغ دانش آموزان رفت و از یه کمی از آنها پرسید : چه کسی در خیبر را شکست ؟ دانش آموز گفت : آقا اجازه به خدا ما نبودیم. بازرس به مدیر گفت : پس گفته بودی اینها وضعشان عالی است. مدیر گفت : نه راست می گوید این دانش آموز منضبطی است. احتمالا کار سال سومی هاست
گدایی در خانه یکی از ثروتمندان رفت و از غلامان او چیزی خواست. بعد شنید که صاحبخانه می گوید : ای مبارک به قنبر بگو به جوهر بگوید و جوهر به یاقوت بگوید و یاقوت به سائل بگوید : " برو خدا روزیتو جای دیگه بگه" . سائل هم دست به درگاه خدا برداشت و گفت : خدایا به جبرئیل بگو که به اسرافیل بگوید و اسرافیل به میکائیل بگوید و میکائیل به عزراییل بگوید جان این ثرومتمند بخیل را بگیر
ميدوني وقتي خدا دومين سياه پوست را آفريد چه گفت؟گفت:ااااااااااااااااه اينم كه سوخت
ترکه میرسه به یه دختر خوشگل میگه ببخشید خانم شما رو مادرتون زاییده ؟ دختره میگه مگه شما رو مادرتون نزاییده ترکه میگه خب در مقابل شما نه ریده !!!!
ترکه خوش تیپ میکنه یه دختره می بیندش بهش میگه : بخورمت ترکه بهش میگه: این گه خوریا به تو نیومده
يه روز يه هزار پا از يه مورچه تقاضاي ازدواج مي كنه مورچه جواب منفي بهش مي ده هزارپا مي گه آخه چرا مگه من چه عيبي دارم مورچه نگاهي به پاهاي هزارپا مي اندازه و با فيس و افاده مي گه والله من حوصله اينهمه جوراب شستن رو ندارم
يارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصيحت مي كرده، مي گه: پسرم خواستي زن بگيري، برو از فاميل زن بگير.. ببين تو همين دور وبر خودمون، داييت رفته زن داييت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتي خود من، اومدم مادرت رو گرفتم
روزگار غريبي بود، جنگلي بود که درخت نداشت، شکارچي بود که تفنگ نداشت، تفنگش فشنگ نداشت، با تفنگي که فشنگ نداشت، مي زنه به آهويي که سرنداشت و ميندازدش تو کيسه اي که ته نداشت. اگر چه اين شعر سر و ته نداشت ولي ارزش سر کار گذاشتنو داشت.(ببخشید)
دانستنی جالب
واژه اسکول می دانید به چه معناست؟ نام پرنده ای است که صبح هرچه برای خوردن جمع می کند شب یادش می رود کجا گذاشته. اسکول یعنی : احمق و نادان. امیدوارم شما اسکول.............
اگه یه روز از کنار یه گنجشک رد شدی و نپرید فکر نکنی دوستت داره؟؟؟ بدون که تو رو آدم حساب نکرده
ضد حال یعنی .........
!ضدحال يعنی connect نشی وقتی يه قرار لطيف تو اينترنت داری
ضد حال يعنی تو وبلاگ عمو مهدی (وبلاگ خودمو می گم) موزيک دانلود کنی رو ۹۹ دی سی بشی
ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه
ضدحال يعنی با۹.۷۵ افتادن (که یکیش من باشم که به خاطر ۲۵ صدم باید شهریور ....... )
ضدحال يعنی تو اتاقت فيلم نگاه ميکنی همينکه ميرسه جای......... مامان بياد تو
ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب نکنه
!
ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه